فلسفه کسبوکار ژاپنی ؛ سوختِ تحول هوش مصنوعی در مایکروسافت کارولینا دیبک هاپه، مدیر ارشد عملیاتی (COO) مایکروسافت، میگوید اصل «کایزن» کلید رویکرد او برای تحول هوش مصنوعی در این سازمان است.
کارولینا دیبک هاپه در اجلاس شورای فناوری نشریه وال استریت ژورنال در نیویورک اظهار داشت که تمرکز بر «افراد و فرآیندها» پیش از تکنولوژی، و همچنین استفاده از اصل ژاپنی کایزن (Kaizen) — یا همان بهبود مستمر — بخش بزرگی از فعالیتهای او را برای تبدیل این سازمان چند ده ساله به یک مجموعه «هوش مصنوعیمحور» (AI-first) هدایت میکند. زمانی که ساتیا نادلا، مدیرعامل مایکروسافت، با دیبک هاپه تماس گرفت تا او را از شرکت جنرال الکتریک (GE) به مایکروسافت بیاورد، او بهخوبی میدانست که اگر مایکروسافت میخواهد نزد مشتریانی که به آنها هوش مصنوعی میفروشد اعتبار داشته باشد، ابتدا باید خودش را به عنوان «مشتری شماره صفر» (اولین استفادهکننده) در بهکارگیری این فناوری ثابت کند. اما او بلافاصله متوجه شد که این چالش، بیش از هر چیز، بر محور «انسانها» خواهد بود.
او در این رویداد گفت: «ما در حال حاضر فناوریهای فوقالعادهای داریم. بنابراین همه چیز به مدیریت تغییر (Change Management)بستگی خواهد داشت.» جالب اینجاست که ۹۰ درصد از شرکتکنندگان در این نشست نیز با نظر او موافق بودند.
فرصتی که پیش روی دیبک هاپه قرار داشت، بسیار بزرگ بود. ساتیا نادلا در زمان انتصاب او گفته بود: «دلیل موفقیت ما این است که بارها و بارها، وقتی پارادایمهای تکنولوژی تغییر کردهاند، ما از فرصت استفاده کردهایم تا خودمان را بازآفرینی کنیم؛ و امروز دوباره در جریان این تغییر بزرگ به سمت پلتفرم هوش مصنوعی، همین کار را انجام میدهیم.»
دیبک هاپه میگوید تمرکز بر افراد و فرآیندها پیش از پرداختن به تکنولوژی، و بهرهگیری از «کایزن»، نقطه شروع او بوده است.
کایزن پس از جنگ جهانی دوم در ژاپن به عنوان روشی برای بازسازی اقتصاد کشور و تقویت صنعت فولاد ظهور کرد، تا جایی که از صنعت فولاد آمریکا پیشی گرفت. این اصل به بهبودهای مستمر و تدریجی در کارایی اشاره دارد و از فرآیندهایی مانند «حذف فعالیتهای غیرضروری» و «کار تیمی برای حل مشکلات به محض بروز» استفاده میکند. از آن زمان تاکنون، شرکتهای بزرگی در سراسر جهان، از سوبارو گرفته تا دکتر پپر، از این فلسفه بهره بردهاند.
از نظر دیبک هاپه، «همه چیز به ایجاد همسویی (Alignment) حول محور هدف بستگی دارد.» به عبارت دیگر: باید دقیقاً درک کنید که قصد دارید هوش مصنوعی را در کدام فرآیند تجاری پیادهسازی کنید، پیش از آنکه اصلاً پای هوش مصنوعی به معادله باز شود.
او میگوید: «بسیاری از مردم به شما میگویند که “فکر میکنند” فرآیندها چگونه است یا “دوست دارند” چگونه باشد. اما اگر درک کنید که فرآیندها در واقعیت چگونه هستند – که همیشه هم بسیار پیچیده و درهمریختهاند – آن وقت است که میتوانید بگویید: “بسیار خب، این چیزی است که با آن طرف هستیم” و به آن همسویی لازم برسید.»
دیبک هاپه به عنوان مثالی از بهبود فرآیندهای تجاری، اشاره کرد که این غول فناوری موفق شده است تعداد مراحل لازم برای جذب و راهاندازی مشتریان جدید (Onboarding) را از ۲۳۰ مرحله به کمتر از ۴۰ مرحله کاهش دهد.
او توضیح داد که این کار مستلزم همسویی میان تیمهای فروش، بازاریابی، محصول و مالی مایکروسافت بود. پس از آن، ۷۵ درصد از مراحل باقیمانده با کمک «عوامل هوش مصنوعی» (AI Agents) – یعنی رباتهای خودکاری که میتوانند وظایفی را به نمایندگی از انسان انجام دهند – اتوماسیون شدند.
وی افزود: «در نهایت، نتیجه کار تجربهای به مراتب بهتر برای مشتریان و همچنین برای تیمهای خودمان بود.»
این شرکت همچنین با ساخت عوامل هوش مصنوعی، فرآیند «درخواستهای بازبینی کد» (Pull Requests) – فرآیندی برای ادغام تغییرات در کدهای برنامهنویسی – را خودکار کرد. این اقدام باعث شد تا مهندسان وقت آزاد بیشتری پیدا کنند تا بر روی توسعه راهکارهای مشتریان تمرکز کنند و محصولات را با سرعت بیشتری به دست آنها برسانند.
او نکته کلیدی دیگر را اطمینان از این دانست که رهبران حوزه فناوری، افراد درستی را با خود همراه کنند.
رهبران فناوری معمولاً زمان بسیار زیادی را صرف تمرکز بر درصد کوچکی از کارکنان میکنند که کاملاً در برابر تغییر مقاوم هستند. در مقابل، او معتقد است که آنها باید بر روی آن درصد کوچکی که نسبت به تغییر مشتاق هستند تکیه کنند و تمرکز اصلی خود را بر متقاعد کردن اکثریتِ مردد (کسانی که هنوز تصمیم قطعی نگرفتهاند) بگذارند.
دیبک هاپه در پایان گفت: «با تمام این فناوریهایی که در راه است، بهترین افرادی را که میتوانید برای تیم خود انتخاب کنید؛ زیرا آنها فناوری را بسیار فراتر از آنچه خودتان به تنهایی میتوانستید، به پیش خواهند برد.»
Isabelle Bousquette
Belle lin

فلسفه کسبوکار ژاپنی سوخت تحول هوش مصنوعی در ماکروسافت

دیدگاهها